وقتی ماشین طراحی صحنه از کار می افتد!

نگاهی به صحنه­ پردازی نمایش ­های جشنواره 42 تئاتر فجر

چهل و دومین جشنواره تئاتر فجر با قریب به 35 نمایش در بخش مسابقه تئاتر ایران در حالی به کار خود پایان داد، که به باور نگارنده در حوزه طراحی صحنه نه تنها حرفی برای گفتن نداشت؛ بلکه به مایه ­ای برای آبروریزی و زوال این حوزه بدل شد. در این شماره از بولتن اتاق نارنجی تلاش شده تا به نقد برخی از این­گونه آثار پرداخته شده و چرایی عدم کارکرد ماشین طراحی صحنه در تقریبا تمام نمایش ­های شرکت کننده این بخش مورد ارزیابی قرار گیرد.

طراحی صحنه چیست؟ ویژگی­ های یک طراحی صحنه درست و قابل قبول چیست؟ بی­ تردید صحنه ­پردازی مانند یک ماشین بوده که باید در پیشبرد اهداف یک نمایش مفید واقع شده و به پویایی آن کمک کند. مهمترین ویژگی­ های یک طراحی صحنه مطلوب را می ­توان در برخی مولفه ­ها خلاصه کرد:

– زیبایی­ شناسی از منظر فرم، کلیت، اجزاء، ترکیب ­بندی و عناصر تشکیل ­دهنده

– ایجاد معنای افزوده برای یک نمایش

– برخورداری از تحلیل ­های چندبعدی و همه­ جانبه

– تکنیک درست و اجرای مناسب

– برخورداری از رابطه مستقیم با متن نمایشی (همسو بودن با نمایشنامه و کارگردانی)

– ایجاد فضای حسی مناسب، در راستای اثر

– برخورداری از تمام جنبه­ های ایمنی برای بازیگران و تماشاگران

– نوآوری در بداعت

– تعریف مکان و زمان

نمایش­ های این دوره از جشنواره تئاتر فجر، نه­ تنها فاقد بسیاری از موارد یاد شده بودند؛ بلکه در بسیاری نمونه ­ها، درست برعکس عمل کرده و مانع مهمی بر سر اجرای نمایش­ ها به شمار می ­رفتند. یکی از مهمترین این موانع، بحث زیبایی ­شناسی صحنه بوده است. با نگاهی به چند نمونه از این نمایش ­ها، مسئله مزبور را می ­توان واکاوی کرد.

 

قطعات ماشینی که ارتباطی با یکدیگر برقرار نمی ­کنند!

یکی از این نمایش­ ها، اثری بود به نام فخرالزمان که در به کارگیری اجزاء صحنه و برقراری ارتباط میان آن ­ها به شدت منفعل عمل کرده بود. طراح صحنه این نمایش در جای جای صحنه “توده ­هایی” از عناصر مختلف را به کار گرفته بود که نه ارتباط بصری و ارگانیکی با یکدیگر برقرار می ­کردند و نه از منظر زیباشناسی قابل ­توجه جلوه می­ کردند. یکی از مهمترین مواردی که طراح صحنه باید به آن توجه کند، پرهیز از ارائه شعار و تحلیل مستقیم در طراحی صحنه است. نگاه کنیم به آن بیت شعری که بر یکی از این توده­ ها نوشته شده بود که تماشاگر را به یاد شعر نوشته ­های پشت وانت بارها می ­انداخت! از سوی دیگر باید به اجرای ناشیانه، سردستی و کثیف این کانسپت­ ها اشاره کرد.

– نمایی از نمایش فخرالزمان، عکس از ایران تئاتر.

اجراهایی نامرتب، کثیف و آشفته

بسیاری از صحنه ­پردازی ­های نمایش ­های شرکت کننده در بخش مسابقه تئاتر ایران، از اجراهای کثیف و آشفته برخوردار بودند. این در حالی است که تکنیک اجرا، نظم و پیراستگی دکور، بخش مهمی از فرایند طراحی صحنه به شمار آمده و نشان دهنده وسواس و توجه گروه اجرایی به این عنصر مهم تئاتر است. آشفتگی و اجرای نامرتب صحنه، باورپذیری تماشاگر را تقلیل داده و اثر را به یک کار دم ­دستی و آماتوری تبدیل می­ سازد. از این دست آثار در جشنواره چهل و دوم کم نبودند. در این میان، شاید برخی به بودجه پائین آثار اشاره کنند؛ در حالی که بسیاری از نمونه ­ها، از عدم دانش لازم برای اجرا رنج می­ بردند و آن ­چه دیده می ­شد، ارتباطی با کمبود بودجه نداشت. این معضل زمانی تشدید می ­شود که با یک نمایش رئالیستی روبرو باشیم. در این­ گونه نمایش ­ها، اجرای درست دکور از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار می ­شود. نگاه کنیم به آثاری نظیر بی ­هوده، بیرون پشت در و رویای اسبی به نام شبرنگ.

 

– نمایی از نمایش بی­ هوده. نگاه کنید به لبه کانتر آشپزخانه، لبه ­های فوقانی لته­ ها، محل اتصال در به لته مجاور آن در کنار شهر فرنگی از آکسسوارهای صحنه که هریک از آن ­ها ساز خود را می ­زنند. از دیگر معضلات این نمایش، ارتفاع کم لته ­ها است؛ تا جایی که ارتفاع در و پنجره دقیقا به اندازه دیوارها است. موضوعی که در معماری و صحنه به هیچ­ وجه دیده نمی ­شود و تصویر نهایی را نازیبا ساخته است. عکس از ایران تئاتر.

– نمایی از نمایش بیرون پشت در. اگرچه در این کار تلاش شده اجرا از پیراستگی لازم برخوردار باشد؛ اما وجود تنها یک عنصر (آن هم درست در مرکز صحنه و توجه تماشاگر) می­ تواند همه چیز را به هم بریزد. نگاه کنید به لته بالای سکو. با باز و بسته شدن در موجود در این بخش، کل لته شروع به لرزش می­ کرد. ضمن آن که حقیقتا معنای شکسته و آشفته بالای این لته چیست؟! چه زیبایی ­ای دارد؟! اصلا چه می ­خواهد بگوید؟! اگر بخواهیم آن را به اکسپرسیونیسم ارتباط بدهیم، بی ­شک، درکمان از این سبک به شدت ناقص و شاید اشتباه باشد! عکس از ایران تئاتر.

– نمایی از نمایش رویای اسبی به نام شبرنگ. حقیقتا در کدام نظام معماری چنین ترکیب ­بندی ­ای را می ­توان مشاهده کرد؟! دو پلکان و یک رمپ که در یک نقطه به هم می­ رسند! ضمن آن که اجرای همین قطعات پلی ­استایرنی نیز به تمیزی صورت نگرفته است. ترکیب ­بندی این قطعات و جابجایی آن ­ها در صحنه، جز در چند مورد نادر، تصاویر زیبا، منسجم و ارگانیکی را به وجود نمی­ آورد. عکس از ایران تئاتر.

 

آزار تماشاگر و گسترش بیهوده صحنه

بی­ تردید طراحی صحنه باید منجر به تمرکز تماشاگر بر اجرا شود؛ نه آن ­که او را از فضای نمایش خارج سازد. طراحی صحنه در برخی از آثار جشنواره، نه ­تنها باعث تمرکز تماشاگر بر اجرا نمی ­شدند، بلکه باعث آزار او شده و بعضا توجه او را به نواحی ­ای از سالن جلب می­ کردند، که ارتباطی با صحنه نمایش نداشتند.

 

– نمایی از نمایش انگشتر و چاه. شن ­های ریخته شده بر کف صحنه یکی از مواردی است که منجر به آزار گوش تماشاگر می ­شد. با راه رفتن بازیگران بر این شن ­ها، چنان صدایی به وجود می ­آمد که تماشاگران بیش از آن که به دیالوگ ­های بازیگران توجه کنند، آرزو می ­کردند که کاش این ماسه ­ها را بر صحنه نمی ­ریختند. عکس از ایران تئاتر.

– نمایی از نمایش کهته. بخشی از طناب ­های ضخیم به کار رفته در بالای صحنه را می ­توان در این تصویر مشاهده کرد. طناب ­های سفیدی که سر آن­ ها به میله­ های آنترپوز سقف سالن وصل شده یا بعضا به دیوار سیاه سالن وصل شده بودند. بدین ترتیب، چشم تماشاگر به جای تمرکز بر دکور نمایش، به سمت سقف و دیوارهای سالن گرایش می­ یافت. به جایی که اتفاقا باید کمتر مورد توجه قرار گیرد. از طرف دیگر نگاه کنیم به بادبان پاره دکور که به رغم استیلیزه بودن صحنه، این قرارداد را درهم می ­شکند و نوعی چنددستگی آشفته را ایجاد می ­کند. عکس از ایران تئاتر.

 

چند سبکی و عدم توجه به یکپارچگی شیوه

امروزه در طراحی صحنه تئاتر، چند سبکی امری رایج است و طراح می­ تواند و باید از سبک ­های مختلف بهره گرفته و طراحی خود را شکل دهد.  به شرط آن که محصول نهایی به یک انسجام و هماهنگی مطلق دست یابد. چند سبکی در صحنه­ پردازی ­های موجود، موضوعی رایج بود؛ اما مشکل زمانی آغاز می­ شد که قواعد لازم سبکی در هیچ­ یک از آن­ ها دیده نمی ­شد. موضوع مهمی که نه به بودجه و نه به امکانات ارتباطی می­یابد و مستقیما ناشی از آگاهی اندک طراحان و کارگردان های آن­ ها بوده است.

– نمایی از نمایش سندروم بولونیا. سبک غالب در طراحی صحنه این نمایش، رئالیسم است. در حالی که قواعد و چارچوب ­های آن رعایت نشده است. در حالی که دیوار کنار پنجره­ ها از قطر لازم برخوردارند، ادامه دیوارها در دو سمت صحنه به حال خود رها شده و قطر محدود لته ­ها خودنمایی می­ کنند. طراح می ­توانست با یک لته متقاطع باریک، قطر دیوارهای این بخش را نیز به نمایش بگذارد. از سوی دیگر نگاه کنیم به پروجکشن آسمان پشت صحنه که تمام پس ­زمینه را پوشش نداده و در جایی در سمت راست صحنه ناگهان قطع می­ شود. اما یکی دیگر از بزرگترین مشکلات صحنه­ پردازی این اثر به تعریف مکان باز می ­گردد. در حالی که متن و اجرا مدام ما را به ایتالیا ارجاع می­ دهند، هیچ نشانی از ایتالیا و معماری آن در صحنه دیده نمی ­شود. از سوی دیگر در حالی که متن و اجرا ما را مدام به یک دیوانه ­خانه هدایت می ­کنند، بازهم فضای شکل گرفته نشانی از چنین مکانی را عرضه نمی­ کنند. عکس از ایران تئاتر.

 

مینیمالسم؟! نه! این مینیمالیسم نیست!

مینیمالیسم را باید در زمره یکی از دشوارترین سبک­ های معماری و صحنه­ پردازی دانست. صرف استفاده از یکی دو صندلی یا یک جزء پلاستیک، نمی ­تواند نوعی طراحی صحنه درست و مطلوب را ایجاد کند. صحنه­ پردازی تعدادی از نمایش ­های جشنواره از این رویکرد تبعیت کرده و نه تنها کمکی به اجرا نکردند؛ بلکه منجر به از دست رفتن اجرا شدند.

– نمایی از نمایش آریوبرزن. در صحنه صفر نمایش تماشاگران این اثر با پارچه­ای آویخته در انتهای مرکز صحنه مواجه شدند که در طول اجرا توسط بازیگران فرم می ­گرفت. فرم­ های ایجاد شده بیش از آن ­که به ایجاد معنا و فضا کمک کنند، دست و پای بازیگران را می ­بستند و باعث اخلال در نظام کوریوگرافی اثر می ­شدند. عکس از ایران تئاتر.

– نمایی از نمایش دل­ لرزه. چند سکو بر صحنه و 5 پرده پروجکشن کوچک در انتها. حقیقتا اگر این سکوها حذف می ­شدند چه لطمه ­ای به اثر وارد می ­شد؟! سکوهایی که نوعی حرکت و بلاکینگ ماشینی و قراردادی را به وجود می­ آوردند؛ در حالی که محتوای اثر، گریز از هرگونه قید و چارچوب رایج و مرسوم را پیشنهاد می ­داد. پروجکشن در این نمایش نیز جز چند تصویر مستندگونه و نه بیانگرا چیز دیگری را ارائه نمی ­داد. عکس از ایران تئاتر.

 

اما شاید بهترین استفاده از مینیمالیسم را بتوان تنها در دو نمایش مشاهده کرد: دشمن مردم و در آغوشم… در نمایش اول سیب­ ها نقطه عطف محسوب می­ شوند. سیب ­ها رمزی را ایجاد کرده اند که در پایان نمایش و در لحظه رورانس، رمزگشایی می ­شوند. زمانی که بازیگران بر صحنه شروع به گاز زدن به سیب­ هایشان می ­کنند. بدین ترتیب است که صحنه تا رورانس نیز امتداد یافته و معناآفرینی می ­کند. در نمایش دوم، از تمام اجزاء به زیبایی هرچه تمام­ تر استفاده می ­شود. به ویژه زمان ­هایی که بازیگر سر خود را در آب می­ کند و از میان این ظرف شیشه­ ای اجزایی را کشف می ­کند که در نهایت منجر به ساخته شدن فیگور دخترش می­ شود. بدین ترتیب است که بازی با صحنه درهم می ­آمیزد و معانی جذاب و زیبایی را خلق می ­کند.

– نمایی از نمایش در آغوشم… عکس از ایران تئاتر.

 

تناسب دکور و صحنه

در بسیاری از صحنه­ پردازی­ ها، هیچ تناسبی میان صحنه با سالن و اجزاء صحنه با یکدیگر دیده نمی ­شد. این در حالی است که تناسب، در زمره یکی از بنیادی ­ترین مولفه ­های طراحی صحنه به شمار می ­آید.

 

– نمایی از نمایش کاپوتاژ. ارتفاع بسیار بلند سالن، پرده بلند و اجزایی نظیر میز و صندلی و تختخواب که هیچ تناسبی با این پرده بسیار بلند برقرار نمی ­کنند. طراح می ­توانست با یک بردر مشکی، قدری از ارتفاع سالن بکاهد. عکس از ایران تئاتر.

– نمایی از نمایش گزارش مفتوحه. با آغاز نمایش تماشاگر با تعدادی حجم در انتهای صحنه روبرو می­ شود. از این حجم ­ها تا گذشت مدت زمان بسیاری از آغاز نمایش استفاده نمی ­شود و تمام بازی ­ها در زمین خالی مقابل صحنه انجام می ­گیرد. در ادامه حجم ­ها وارد عمل می­ شوند و توسط بازیگران از این سو به آن سوی صحنه برده می ­شوند. بی ­تردید، جابجایی و استفاده از عناصر صحنه از میزان دوز مشخص و محدودی برخوردار است. در غیر این صورت، به تمرکز و توجه تماشاگر خلل وارد می ­شود. در این نمایش، تقریبا هر بازیگری که می ­خواست حرکت کرده و از جایی از صحنه به جایی دیگر برود، یکی از این حجم­ ها را به دنبال خود می ­کشاند و در نهایت، آشفتگی عظیمی را وارد فضای بصری نمایش می­ کرد. ممکن است گفته شود، فضا و محتوای اثر چنین آشفتگی ­ای را می ­طلبید. درست است! اما آشفتگی منطقی و زیباشناسانه، با آشفتگی حاصل از بی ­برنامگی متفاوت است. نتیجه این آشفتگی، ایجاد تابلوهایی فاقد ترکیب ­بندی درست و طراحی شده است.

 

کپی کردن و عدم نوآوری

در چند نمایش از جشنواره می­ توان شاهد کپی کردن طراحان از طراحی صحنه سایر طراحان بود. نگاه کنیم به دو نمایش گزارش مفتوحه که از طراحی صحنه نمایش خانه به کارگردانی کیومرث مرادی (طراحی صحنه پیام فروتن) و نمایش خوشبختی در اودسا که نوارهای پارچه ­ای و حتی شیوه اجرایی آن از یکی از طراحی صحنه ­های منوچهر شجاع کپی­ برداری شده بود.

– نمایی از نمایش خوشبختی در اودسا. عکس از ایران تئاتر.

– بالا: طراحی صحنه نمایش گزارش مفتوحه؛ پائین: طراحی صحنه نمایش خانه. عکس از ایران تئاتر.

Loading

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *