زندگی در قلعه های عصر میانه

جوزف و فرانسیس گیز ، هارپر و رو[1]

1 – تالارها

چه در قلعه ­های مات و چه در قلعه­ های بیلی، در بطن دیواره ­های ضخیم لایه ­ای یا عمارت ­های جداگانه واقع در دیوارهای بزرگ قرن سیزدهم، یک فضای چهارگوش، عنصری بنیادین به ­شمار می ­آمد: تالار. این سالن که یک سازه بزرگ یک اتاقه با سقف زیر شیروانی بود، غالبا در طبقه همکف قرار داشت؛ اما در ادامه، برای امنیت بیشتر – همچون برج عظیم فیتز آزبورن[2] در چپستاو[3] – به طبقه دوم انتقال یافت. تالارهای اولیه قلعه ­ها، مانند کلیساها راهرو مانند بودند و از ردیف­ ستون­ های چوبی یا ستون­ های سنگی که از سقف چوبی بنا حمایت می ­کردند برخوردار بودند. پنجره­ ها به کرکره­ های چوبی که توسط یک میله آهنی، محکم می­ شدند، مجهز بودند. در سده­ های 11 و 12، در این پنجره ها به ندرت از شیشه استفاده می ­شد. در قرن سیزدهم، ممکن بود یک شاه یا بارون بزرگ در برخی از پنجره ­های قلعه خود “شیشه سفید (سبز[4])” داشته باشد. در قرن 14 میلادی، پنجره قلعه ­ها عموما دارای شیشه شدند.

– قلعه چپستاو، احداث در فاصله میان سال های 1067 تا 1300 میلادی، معمار ویلیام فیتز آزبورن، ویلیام مارشال[5] و راجر بیگود[6]، جنوب شرق انگلستان.

برای احداث یک تالار در طبقه همکف، زمین را می­ کوبیدند و آن را با سنگ یا گچ پوشش می ­دادند. هنگامی ­که تالار به طبقه فوقانی انتقال می ­یافت، کف آن تقریبا همواره با الوارهای چوبی ساخته می ­شد و با ردیفی از ستون ­های چوبی که به زیرزمین می ­رسید، نگه داشته می ­شد. برای پوشش دیوارها، میزها و نیمکت ­ها معمولا از فرش ­های مختلف استفاده می ­کردند. تا پیش از فرا رسیدن قرن چهاردهم، در بریتانیا و شمال غرب اروپا، بر کف تالار چیزی نمی ­انداختند و آن را مفروش نمی ­کردند. در قرون میانه متاخر، کف تالارها را معمولا با گیاهان مختلف می­ پوشاندند. این پوشش گیاهی در فواصل زمانی معین تعویض می ­شدند و کف زمین جارو می ­شد. این در حالی است که اراسموس[7] با اشاره به شرایطی که باید در زمان­ های پیشتر وجود داشته باشد، اشاره کرده است در زیر آن­ ها “مجموعه­ ای فرسوده از آبجو، چربی، تکه­ های غذا، استخوان، بزاق، مدفوع سگ و گربه و هر چیز مشمئز کننده دیگر وجود داشته است”. ورودی تالار معمولا در دیوار کنار نزدیک انتهای سالن قرار داشت. زمانی که سالن به طبقه فوقانی انتقال یافت، این فضا با یک راه ­پله خارجی واقع در کنار دیوار نگهدارنده به این ورودی می ­رسید. خانواده ساکن در قلعه، معمولا بر روی سکویی از سنگ یا چوب که در مقابل ورودی تعبیه و احداث می ­شد جلوس می ­کردند. ارباب (و شاید بانو) از یک صندلی عظیم برخوردار بود و گاه با یک سایبان، از محل نشستن سایرین متمایز می ­شد. بقیه افراد روی نیمکت­ ها می ­نشستند. غالب میزهای ناهارخوری، سه­ پایه و موقت بودند که در میان وعده­ های غذایی برچیده می ­شدند. در این میان، یک میز دائمی یا “خفته[8]” نشانه اعتبار تالار به ­شمار می ­آمد. این میز، متعلق به بزرگترین و شاخص ­ترین لردها بود. تمام میزها با پارچه ­های سفید، تمیز و گسترده پوشیده می ­شدند. روشنایی تالارها نیز به ­وسیله چراغ­ هایی که از شمع، موم یا پیه حیوانی ذوب شده، استفاده می ­کردند تامین می ­شد. این چراغ ­ها بر روی پایه ­های عمودی یا به شکل شمعدان­ های آهنی با پایه ­های سه ­پایه قرار می ­گرفتند. گاه چراغ ­ها را در حلقه­ هایی که به دیوارها نصب می­ کردند می ­آویختند. برخی از آن ­ها را نیز روی تاقچه­ها می ­گذاشتند یا به صورت لوسترهای آهنی مورد استفاده قرار می­ دادند. چراغ ­های روغنی کاسه ­ای، روی یک پایه قرار می ­گرفتند؛ یا به آن ­ها حلقه ­ای متصل می­ کردند و از جایی می­ آویختند. بدین­ ترتیب، نور بهتر و کامل ­تری فراهم می ­شد.

اگر قرون وسطی متأخر در طی قرون متمادی، پیشرفت اندکی در زمینه نور داشته باشد؛ از یک پیشرفت عمده فنی در زمینه گرمایش برخوردار بود: شومینه. اختراعی ساده، جذاب و فریبنده. شومینه، هم به صورت مستقیم و هم از طریق تابش سنگ­ های پشت خود، آتشدان و سرانجام دیواره مقابل، گرما را منتقل می ­کرد. از آن­ جا که دیوار قلعه ­ها ضخیم بودند، با کاهش دمای شومینه، گرمای جذب شده به واسطه دیوارها، همچنان فضا را گرم نگه می ­داشت. پدربزرگ شومینه، منقل مرکزی بازی بود که در عصر ساکسون[9]ها و در سده­های بعدی در سالن­ های همکف مورد استفاده قرار می ­گرفت. چنین منقلی ممکن است یکی از دو سالن داخلی چپستاو قرن سیزدهمی را گرم می ­کرد؛ در جایی­ که هیچ اثری از شومینه وجود ندارد. شومینه­ ها به ­شکل مربع، مستطیل، دایره یا هشت ضلعی، با لبه ­هایی از سنگ یا کاشی ساخته می ­شدند. برای دیوار پشتی آن ­ها نیز از کاشی، آجر یا سنگ استفاده می ­کردند. دود حاصل از شومینه از راه یک پنجره یا تهویه موجود در سقف که برای پرهیز از ورود باران و برف از دهانه ­های جانبی با تخته­ های شیب­ دار برخوردار بود، خارج می ­شد. این­ گونه شومینه­ ها را می ­توانستند با کشیدن ریسمان­ هایی – مانند پرده ­های ونیزی – مسدود کنند. در این­ میان باید به هواکش­ های سقفی نیز اشاره کرد. به ­منظور کاهش خطر آتش­ سوزی، از یک “پوشش آتش[10]” که از کاشی یا چینی ساخته می ­شد و آن را روی شومینه قرار می ­دادند، استفاده می ­کردند. هنگامی­ که سالن به طبقه دوم انتقال یافت، شومینه در میان دیوار مرکزی و در سطح بالاتری از زمین قرار گرفت (نزدیکی شومیه به کف چوبی تالار، می ­توانست خطرآفرین باشد). برای جمع­ آوری و کنترل دود، این شومینه به محلی با دیواره ­ای که به یک سازه قیف­ مانند یا هود متصل می ­شد، انتقال پیدا کرد و سرانجام، سازه قیفی و ملحقات آن، در درون دیوار قرار گرفت. این ­گونه شومینه­ های اولیه، قوسی ­شکل بوده و در نقطه ­ای از دیوار قرار می ­گرفتند که توسط یک تکیه­ گاه خارجی، ضخامت یافته و دود را از داخل همین تکیه ­گاه خارج می ­کردند. در اواخر قرن دوازدهم، محافظت از شومینه توسط پوششی از سنگ یا گچ انجام می ­شد. این پوشش، دود را به­ طور موثرتری کنترل می ­کرد و در مجموع، باعث ایجاد یک فرورفتگی کم­ عمق می ­شد. دودکش­ های عمودی از طریق دیواره ­ها به یک دودکش استوانه ­ای ­شکل سر باز یا دریچه­ های جانبی و یک درپوش مخروطی می ­رسیدند و به ­سمت بالا می رفتند.

2 – مطبخ

در قرن سیزدهم میلادی، مطبخ قلعه­ ها همچنان از چوب ساخته می ­شدند. این فضاها از یک کوره مرکزی یا چند شومینه که می­ توانستند گوشت را در یک دیگ بزرگ، آب ­پز یا خورشت کنند برخوردار بودند. وسایل آشپزی را در یک محفظه بیرونی می ­شستند. در نزدیکی مطبخ، خرپاهایی نصب می­ کردند و طیور و حیوانات آماده کشتار را به آن ­ها می ­بستند. در اعیاد و مناسبت ­ها، آشپزخانه­ های موقت اضافی نیز برپا می­ شدند. در نزدیکی آشپزخانه­ های قلعه ­های بیلی، باغ قلعه قرار داشت که معمولا در انتهای آن درختان میوه، انگور، گیاهان مختلف و گل­ هایی نظیر رز، سوسن، آفتاب ­گردان، بنفشه، خشخاش، نرگس، عنبیه و زنبق کاشته می ­شدند. همچنین در برخی باغ­ ها، می ­توانست یک استخر پرورش ماهی وجود داشته باشد؛ که در آن ماهی ­های قزل آلا و پایک پرورش می­ دادند.

3 – اقامتگاه ها و ساختمان­ های داخلی

در نخستین قلعه ­ها، خانواده در اتاق انتهای طبقه فوقانی سالن – پشت سکوی جلوس – می­ خوابیدند. به ­طور معمول، بخش­ های این اتاق، تنها با استفاده از پرده یا تخته جدا می ­شدند. در راستای چنین تقسیم ­بندی موقت، تالار قلعه فیتز آزبورن در چپستاو، یک پارتیشن چوبی دائمی را جایگزین کرد. برخی قلعه­ ها در بخشی از سالن ­های همکف خود دارای اتاقی بزرگ بودند که ارباب و بانو در آن می ­خوابیدند. این اتاق بزرگ در یک بال جداگانه و در پشت سکوی جلوس ساخته می ­شد. در انتهای دیگر سالن و در بالای شربت ­خانه، اتاق ­های دیگری برای بزرگترین پسر ارباب و خانواده­ اش یا مهمانان قلعه احداث می­ شد. این اتاق­ های طبقه دوم گاه مجهز به “چشمی[11]” بودند. چشمی­ ها سوراخ ­هایی بودند که در تزئینات دیوار مخفی شده و به­ وسیله آن، ارباب یا میزبان می­ توانست آن ­چه در اتاق می ­گذرد را زیر نظر بگیرد.

اتاق ارباب و بانو – هنگامی­ که در طبقه بالا قرار داشت – خورشیدی[12] نامیده می ­شد. در مجموع، به هر اتاق خصوصی، خورشیدی می­ گفتند. مبلمان اصلی این اتاق، یک تختخواب عالی با چهارچوب چوبی سنگین و کفی ساخته شده از طناب ­های در هم تنیده یا نوارهای چرمی بود که بر روی آن یک تشک پر، ملحفه، لحاف، روتختی خز و بالش قرار می ­دادند. ارباب قلعه در سفرهای مکرر به سایر قلعه ­ها و منازل خود، این ­گونه تختخواب­ ها را بر می ­چید و با خود می ­برد. تخت­ ها دارای پرده­ هایی با آویزهای پارچه ­ای بودند که در هنگام روز، جمع و شب­ ها باز می ­شدند تا از حریم خصوصی و نگاه پیشخدمت­ ها محفوظ بمانند. نوکران و ندیمه­ های شخصی امکان داشت در اتاق ارباب و بر روی یک تخت دیگر یا نیمکت بخوابند. صندوق­ ها، چند زیرپایی، گیره­ های چوبی برای آویختن لباس ­ها و یک یا دو صندلی، سایر مبلمان اتاق را تشکیل می­ دادند. گاهی اوقات یک رختکن نیز تحت­ عنوان صندوق­ خانه به اتاق افزوده می ­شد. از این اتاقک، به ­منظور نگهداری پارچه­ ها، جواهرات، ادویه ­جات و بشقاب ­ها استفاده کرده و این ­گونه اقلام را در صندوقچه­ ها جای می­ دادند.

در اوایل قرون وسطی – دورانی که تعداد کمی از قلعه ­ها از پادگان­ های بزرگ دائمی برخوردار بودند – نه­ تنها خادمان، بلکه پرسنل نظامی و اداری، در برج ­ها، زیرزمین ­ها، تالار اصلی یا در سازه­ های حاشیه­ ای قلعه می ­خوابیدند. شوالیه ­هایی که به نگهبانی قلعه مشغول بودند، در نزدیکی پست­ های نگهبانی خود استراحت می­ کردند. بعدتر، هنگامی ­که قلعه­ ها به­ وسیله پادگان ­های بزرگ اداره می­ شدند، اغلب مزدوران، پادگان ­های جداگانه، سالن­ های پراکنده و آشپزخانه ­های خاص خود را می ­ساختند. به جز تالار و معابر منتهی به مطبخ، فضاهای داخلی قلعه­ های قرون وسطایی، فاقد راهروهای داخلی بودند. اتاق ­ها به یکدیگر باز می­ شدند؛ یا با راه ­پله ­های مارپیچی که به فضای کمتری نیاز داشتند و می ­توانستند به اتاق ­های طبقات مختلف خدمات ­رسانی کنند متصل می­ شدند.

4 – آب

آب برای شستشو و آشامیدن، اغلب در یک نقطه مرکزی طراحی ­شده در هر طبقه موجود بود. علاوه بر چاه، مخزنی در طبقات فوقانی بنا وجود داشت که آب را به­ وسیله لوله ­هایی به طبقات زیرین می­ رساند. شستن دست­ ها گاه در حوضچه سنگی موجود در ورودی تالار، صورت می­ گرفت. خدمتکاران – به ­طور مستمر – مخزن بالای عمارت را پر می ­کردند و فاضلاب به­ وسیله یک مجرای سربی تحتانی به شیرهای کنترل برنزی یا مسی می ­رسید و به بیرون انتقال می ­یافت. حمام­ ها وان ­های چوبی بودند که به ­وسیله یک چادر یا سایبان محفوظ می­ شد. معمولا در روزهای گرم سال، وان را در باغ قرار می ­دادند و در هوای سرد، در نزدیکی آتش شومینه­ ها. در زمان سفر ارباب، وان و خدمتکاری که حمام را آماده می­ کرد، او را همراهی می­ کرد. توالت یا “گاردروب[13]” – که نباید با صندوق­ خانه اشتباه گرفته شود – تا جای ممکن در نزدیکی اتاق خواب قرار داشت و وسیله لازم برای آن، یک ظرف مجلسی بسیار زیبا بود. در حالت ایده­ آل، گاردروب در انتهای یک گذرگاه کوتاه و زاویه ­دار که از ضخامت دیوار اندکی برخوردار بود تعبیه می ­شد. این بخش از بنا معمولا قسمتی از یک تکیه­ گاه باربر بود. اگر دیوارهای اتاق به اندازه کافی ضخیم نبودند، یک توالت از دیوار بیرون می ­زد و بر روی خندق یا رودخانه قرار می ­گرفت؛ همان­ طور که در اتاق خصوصی قلعه چپستاو دیده می ­شود و در آن توالت با یک مجرای بلند، تقریبا به زمین رسیده است.

5 – نمازخانه

از ویژگی­ های ضروری قلعه یک ارباب بزرگ، نمازخانه ­ای بود که او و خانواده ­اش مراسم جمعی صبحگاهی را در آن انجام می­ دادند. این نمازخانه ­ها غالبا به صورت تالارهای مستطیل شکل و در زیرزمین یا طبقه دوم قلعه احداث می­ شدند. در قرن سیزدهم، نمازخانه­ ها معمولا به تالار اصلی نزدیک شدند و برای راحتی بیشتر، یک میز بلند و بستر زیرپایی به مجموعه آن افزوده شد. یک نمازخانه رایج، از دو طبقه بلند و شبستانی که به صورت افقی تقسیم شده بود برخوردار بود. خانواده در قسمت فوقانی نمازخانه – که از اتاق خود به آن­ جا راه داشت – می­ نشستند و خدمه نیز قسمت تحتانی را اشغال می­ کردند. در اواخر قرن سیزدهم، قلعه ­ها به میزان قابل ­توجهی از رفاه، آسایش و خلوت رسیده بودند. ارباب و بانویی که با خوردن و خوابیدن در سالنی بزرگ آغاز کرده بودند، به­ تدریج به آپارتمان­ های خود عقب­ نشینی کردند. تنها یک قرن بعد، ویلیام لانگلند[14]، در پیرس پلومن [15]ضمن ابراز تاسف از این تغییر و سرزنش فناوری شومینه دیواری، که خانواده را از گرد آمدن به دور کانون مرکزی روزهای سپری شده فارغ ساخته بود نوشت:

“وای! هر روز هفته در تالار

دیگر ارباب و بانو تمایلی به جلوس در آن ندارند

حالا دیگر هر اربابی، خود غذای خویش را می­ خورد

در اتاقی خصوصی، برای گریز از مردمانی تنگدست

یا در اتاقی با دودکش خود

و این­جاست که تالار بزرگ متروکه می­ شود”.

[1] Joseph and Frances Gies, Harper and Row

[2] Fitz Osbern

[3] Chepstow

[4] Greenish

[5] William Marshal

[6] Roger Bigod

[7] Erasmus

[8] Dormant

[9] Saxon

[10] Fire Cover

[11] Squints

[12] Solar

[13] Garderobe

[14] William Langland

[15] Piers Plowman

Loading

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *