سیمون تیدوورث[1]

– نمای اصلی کاخ گارنیه یا اپرای ملی پاریس. منظره ای تحمیل کننده در شهری که لبریز از شگفتی های متعدد معماری است. جبهه کلاسیک بنا با تزئینات غنی و زیبا همراه با یک گنبد عظیم خودنمایی می کند. در بالای سقف و دو سمت گنبد، گروه بزرگی از مجسمه ها، این جلوه تاریخی را کامل می کند (Hardin, 1999:44).
قدمت اپرای پاریس و طراحی مجلل و خودنمایانه آن به دوره امپراتوری دوم باز می گردد. فضای داخلی این کاخ، شامل حجم بسیاری از طلا و مخمل است. بخش های ارتباطی عمارت، از جمله راه پله ها و فضاهای گردش مخاطبان از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است. این اپرا، همزمان 2200 تماشاگر و حداکثر 450 بازیگر را در خود جای می دهد. در سال 1964، سقف سالن، توسط مارك شاگال[2] مجددا نقاشی شد. موضوعی که در آن زمان مجادلاتی برانگیخت.

– در سال 1962، آندره مالرو[3] وزیر فرهنگ وقت فرانسه، از هنرمند مشهور روسی مارک شاگال درخواست کرد نقاشی های دیواری جدیدی را برای مرکز سقف کاخ گارنیه نقاشی کند. نتیجه کار شاگال، ایجاد جلوه ای روشن، بدون داشتن تضاد با شخصیت رسمی فضای داخلی تالار بود که توانست تاثیری مدرن و تازه به آن ببخشد (Ibid:45).

– نمایی از لوستر معلق و صحنه اپرای پاریس در فیلم شبح اپرا.
در نیمه نخست قرن 19، تصمیم بر آن شد که پاریس باید از یک اپرای جدید که شایسته پایتخت فرانسه بوده و در بر دارنده تمام گذشته هنری این کشور باشد، برخوردار باشد. یک بنای یادبود معمارانه با تمرکز بر برنامه ریزی شهری و فضایی عالی برای نمایش مجسمه ها و نقاشی های زیبا. به نوعی، یک حرم به منظور اجرای اپرا و باله. زمینه احداث اپرای پاریس اگرچه از اوایل سال 1840 مهیا شد؛ اما تا زمانی که ناپلئون سوم[4] و بارون هاسمن[5] برنامه ساخت و ساز عمده خود را در سال 1858 آغاز کردند، هیچ اقدام موثر و عملی صورت نگرفت. در همین راستا، پیشاپیش طرحی از سوی معمار مقیم اپرا وجود داشت؛ اما در اواخر سال 1860، این پروژه به مسابقه عمومی گذاشته شد. تصور می شود ایده برگزاری مسابقه طراحی برای احداث اپرای پاریس از سمت امپراتریس اوژنی[6] مطرح شد؛ زیرا انتظار داشت معمار مورد علاقه خود، ویوله لدوک[7] به پیروزی دست یابد.
زمان مقرر برای طراحی عمارت اپرا، یک ماه بود؛ اما تا 31 ژانویه 1861 ، 171 طرح دریافت شد. سرانجام یک فهرست کوتاه از نامزدهای نهایی تهیه شد که متاسفانه نام ویوله لدوک در آن دیده نمی شد. همین امر، باعث دلخوری و کدورت ملکه شد. طراحی لدوک، یک کار پیش پا افتاده به نظر می آمد. او در حالی که باید از شیوه کلاسیک تبعیت می کرد، به سمت سبک مورد علاقه خود، نئوگوتیک حرکت کرده بود. به 5 رقیب نهایی اعلام شد، 2 ماه دیگر فرصت خواهند داشت تا نقشه ها و جزئیات دقیق تری را ارائه دهند. 2 نفر از آن ها از ادامه کار انصراف دادند. بدین ترتیب، در پایان ماه می نام برنده اعلام شد. شارل گارنیه 31 ساله که سرشار از انگیزه اما تقریبا ناشناخته بود.
گارنیه متعلق به خانواده ای فقیر بود و همزمان با تحصیل در دانشگاه، با ساعتی 75 سنت کار در دفتر ویوله لدوک امورات خود را می گذراند. او در سال 1848، برنده جایزه بزرگ گرندپری[8] رم شد و 4 سال از عمر خود را در ایتالیا گذراند. در همین دوران بود که از سیسیل، یونان و قسطنطنیه نیز بازدید کرد. با این حال، در 8 سالی که از بازگشت او می گذشت، نتوانسته بود اثری از خود برجای بگذارد. حتی برای تامین هزینه های زندگی نیز در سختی و مشقف قرار گرفته بود. پیروزی در این مسابقات او را به مقامی رساند که به آن عادت نداشت.
یکی از دوستان، ماجرای نخستین ملاقات او در تویلری[9] به منظور ارائه طرح های خود به زوج سلطنتی را این گونه بیان کرده است: “امپراتریس رفتاری خشک و ناراضی داشت و از لحنی تند برخوردار بود. در حالی که امپراتور با متانت و ادب می گفت:” بسیار خوب، بسیار خوب… زیبا “. امپراتریس با تلخی به میان صحبت همسرش پرید و گفت: “این چه سبکی است؟ اصلا در هیچ سبکی نیست! اصلا یونانی نیست، لوئی 14 و حتی لوئی 15 هم نیست!” شارل در پاسخ به او اظهار داشت: “خیر! این ها مجموعه ای از سبک های گذشته است. این سبک ناپلئون سوم است. آیا اعتراضی دارید؟”. “صحنه خیلی بزرگ است و اودیتوریوم[10] خیلی کوچک”. شارل ابراز داشت: “فضا باید برای نمایش دکوراسیون و دکورها باقی بماند… صدای انسان محدودیت هایی هم دارد. اگر اودیتوریوم بزرگتر از این باشد، چه کسی می تواند صدای بازیگران را بشنود و از کجا می توان برای پر کردن تالار، تماشاگر جمع کرد؟” لحن شارل در حالی به تدریج تندتر می شد که لحن امپراتریس از همان ابتدا این گونه بود. کنت کاردایاک[11]، آستین شارل را گرفت و با صدای بلند گفت: “آرام باش”. امپراتور از پشت سبیل هایش به آرامی لبخند می زد… شارل به او نزدیک شد و به آرامی گفت: “خدا را شکر! ناراحت نشو. او اصلا هیچ چیز نمی فهمد”.

– ناپلئون سوم و همسرش اوژنی (تصویر: ویکی مدیا)
کار ساخت و ساز، تقریبا یک باره آغاز شد؛ اما به کندی پیش می رفت. یک سال تمام صرف تخلیه تالابی شد که مشخص شد در زیر پی بنا واقع شده است. بالاخره از جبهه جنوبی کاخ، در سال 1867 رونمایی شد. کل فضای خارجی نیز تا سال 1869 تکمیل شد. با این حال، با شروع جنگ در سال 1870، فضای داخلی اپرا همچنان ناتمام باقی ماند. در طول جنگ از ساختمان به عنوان انبار استفاده شد. دو محاصره پاریس و ویرانی وحشتناکی که در زمان کمون اتفاق افتاد، ادامه ساخت اپرای پاریس را از دستور کار خارج ساخت. در نهایت، کار از سر گرفته شد و در ژانویه 1875 به پیروزی نهایی دست یافت. این موضوع کاملا مرهون قدرت و توانایی گارنیه در امور اداری بود.
شب افتتاحیه اپرای پاریس را می توان شب احیاء روحی و روانی کل پاریس دانست. نشانه ای از پایان روزهای تاریک گذشته. به همین مناسبت، مجموعه متنوعی از افراد مشهور اروپا در این تالار گرد هم آمدند. از جمله رئیس جمهور جمهوری نوپا، لرد شهردار لندن، پادشاه اسپانیا و مادرش، پادشاه هانوفر و حاکم آمستردام. در حقیقت، شاهکار گارنیه نمادی از شکوه ملی را به وجود آورده بود و همواره نیز این جایگاه را حفظ کرد. اگرچه از اپرای پاریس به عنوان یک خانه اپرای دلگیر یاد می شود؛ با این حال، در مقام یک حرکت پر زرق و برق و نوعی نشاط، خوش بینی و جوانی ابدی، جایگاه مهمی را در جهان به خود اختصاص داده است. وقتی گامیه[12] اظهار داشت: “این خود ناپلئون دوم است”، کمی غیر منصفانه صحبت کرد. آن چه مسلم است، با توجه به اهدافی که برای ساخت اپرای پاریس تعیین شده بود، این عمارت از ساختار و کارکردی کاملا شایسته برخوردار است.
ایستادن در هر سوی راهروهای تالار آزاد است. فرم خارجی عمارت به وضوح بیانگر تقسیمات داخلی آن است. عمارت از یک بلوک مستطیل شکل در جلو و یک راه پله بزرگ برخوردار است. ضمن آن که گنبد مرکزی اودیتوریوم، دو گنبد کناری واقع در کتابخانه و ورودی رئیس دولت، از دیگر مولفه های مهم بنا به شمار می روند. حرکت تماشاگر، از پیاده روی بخش 1 اپرا به سمت صندلی خود، تجربه ای شورانگیز محسوب می شود. تا جایی که شاید این تجربه را بتوان شگفت انگیزترین تجربه زندگی او دانست. تماشاگر ابتدا از زیر یکی از قوس های نما عبور می کند؛ یک ترکیب بندی وسیع چند رنگ که حاصل مطالعات گارنیه بر باروک رم و همچنین نبوغ او در زمینه ابداع است. بی تردید این تصویر، به شدت غنی است؛ اما غنای آن هیچ گاه از کنترل خارج نمی شود. منبت کاری های تزئینی که توسط جمعی از مجسمه سازان انجام شد، با دقت تمام توسط گامیه، پرداخته شد. جزئیات تزئینی این نما و سایر بخش های خارجی می توانند منجر به شگفتی دائمی شوند. ستون های “شاخک دار[13]“، از لامپ های گاز و اعلان هایی برخوردارند که نمایش ها را اعلام می کنند. در جوانب، قایق های باستانی یا فیگورهای کاریاتید[14] غول پیکری دیده می شوند که شاخه های برگ بو را روی درها نگه داشته و بر فراز آن ها عقاب سلطنتی خودنمایی می کند.

– هیچ فضای عمومی در جهان توانایی رقابت با شکوه و جلال پلکان بزرگ کاخ گارنیه را ندارد. این پلکان که به عنوان مکان ملاقات پر زرق و برق نخبگان امپراتوری دوم، ناپلئون سوم در نظر گرفته شد، همچون سایر اجزاء ساختمان، تجسم آرمان ها و آرزوهای فرانسه اواسط قرن 19 است (Ibid:46)
در داخل، کل طول نما بهوسیله یک وستیبیول[15] (سرسرا) بزرگ اشغال شده است. 3 خلیج مرکزی نیز به پله بزرگ افتخار[16] منتهی می شوند. در هر دو سمت، راه پله های فرعی قرار دارند؛ این در حالی است که اگر یک نفر به جای بالا رفتن، پایین برود، به یک اتاق انتظار بزرگ دایره ای شکل می رسد که مستقیما در زیر سالن نمایش قرار دارد. هر دو پلکان بزرگ و اتاق انتظار مدور از آثار ویکتور لوئی[17] الهام گرفته شده اند. اولی از بوردو[18] و دومی از تئاتر ملی پاریس[19]. در ساختار اپرای پاریس، گردش، تهیه بلیط و آن چه فرانسوی ها آن را کنترل می نامند (موانعی برای بررسی بلیط) بسیار خوب مدیریت شده و هرگز حس ازدحام به وجود نمی آید. تمام طبقات اودیتوریوم، تقریبا در قالب غرفه های متعدد تقسیم شده و به واسطه راهروهای وسیعی که پشت آن ها تعبیه شده دسترسی لازم ایجاد می شود.

– جلوه های نمایشی تماشایی – از مدت ها قبل – با استفاده از طناب ها، چرخ ها و چرخ دنده های چوبی زمخت، ایجاد می شدند. امروزه این ماشین آلات قدیمی که در زیر کاخ گارنیه تعبیه شدهاند، به وسیله تجهیزات مدرن تری تقویت شده اند (Ibid:45).

– طناب های مربوط به ماشینری و بارهای صحنه اپرای پاریس در فیلم شبح اپرا.
از جمله خدمات اپرای پاریس می توان به رختکن، دستشویی ها و توالت هایی اشاره کرد که نسبت به زمان ساخت آن ها در دهه 1870، بسیار مدرن جلوه می کنند. سیستم تهویه مناسب، حضور یک پزشک جراح، کتابفروشی، کتابخانه، گل فروشی و مدرن ترین نوآوری ها نظیر بالابرهای برقی از دیگر امکانات اپرای پاریس هستند. اپرای پاریس برای روشنایی خود از الکتریسیته بهره می برد (تا دهه 1880، از چراغ های قوسی و نه لامپ های رشته ای در تئاتر استفاده نمی شد). در همین راستا، گارنیه یک ژنراتور کوچک در زیر پلکان بزرگ نصب کرد. با این حال، هنگامی که انرژی برق در دسترس قرار گرفت، خوشبختانه از ادامه این کار منصرف شد: ارتعاشات ژنراتور او نه تنها استواری ستون های مرمر را به خطر انداخته بود؛ بلکه آبی که از چاه های زیر پمپاژ می شد را به آرامی جذب می کرد.

– نمایی از سالن نمایش کاخ گارنیه .همان طور که از صحنه دیده می شود، تضاد قابل توجهی میان فضای غنی و زیبای عمومی تئاتر با فضای پشت صحنه که از پیش پا افتاده ترین و در عین حال کاربردی ترین صحنه های تئاتر برخوردار است وجود دارد. در سال 1995، تمام ماشینری تئاتر گارنیه روزآمد شد و آخرین پیشرفت های فناوری جهان را در خود جای داد (Ibid: 47).

– نمایی از اودیتوریوم اپرای پاریس در فیلم شبح اپرا.
پلکان بزرگ اپرای پاریس، اگرچه نمایشی از طراحی کل آن است؛ با این حال، از پلکان بوردو الهام گرفته است. برای مقایسه میان این دو، باید نسبت به تغییر آگاهانه طعم و ذائقه هنری در فاصله میان سال های 1770 تا 1870 شناخت پیدا کرد. در این فاصله، همه چیز بزرگ تر، سخت تر و حجیم تر شد. پله ها، جاپاها و بالکن های میان ستون ها، به میل خود انحنا یافتند و فضاها با استفاده از گچبری و رنگ، از عمق و غنای بیشتری برخوردار شدند.
سرسرای بزرگ[20] که نوار پیانوی جبهه جنوبی را اشغال می کند (موقعیتی که توسط اتاق های کنسرت کوچک در برخی از تئاترهای پیشین فرانسوی ایجاد می شد)، یک اتاق با شکوه درخشان است که با آینه ها، مرمرها، لوسترها، طلا و مجسمه ها می درخشد. در ضلع شرقی و در زیر یکی از جفت کابین های جانبی، آپارتمان های رئیس دولت قرار دارد که از ورودی جداگانه با اماکنی به منظور استقرار نگهبانان، آجودان ها و خدمه برخوردار است. این بخش ها یکی از الزامات اساسی بودند؛ چراکه پیش از آن، ناپلئون سوم هنگام ورود به ورودی اصلی اپرای قدیمی، از یک سوء قصد نجات یافته بود. این در حالی بود که نه ناپلئون و نه اوژنی، هیچ گاه وارد اپرای جدید نشدند. طراحی اودیتوریوم اپرای پاریس نیز از تئاتر ملی اثر لوئی الهام گرفته است. اگرچه در سال 1820، طراحی داخلی اپرا دستخوش تغییر شد، اما فضای داخلی آن بر اساس اپرای واقع در لوپلتیه[21] اثر دوبره[22] که مورد تحسین گارنیه قرار داشت تکثیر شد (در سال 1873 تخریب شد). 4 تاق عظیم که بر روی ستون هایی متصل، قرار گرفته اند ساختار اصلی آن را تشکیل می دهند. این ستون ها کرنتین[23] بوده و تاق های بالای آن ها را فرشتگان در حال پرواز حمل می کنند. گارنیه تلاش کرد به این بخش[24] اجازه رقابت با درخشش سرسرا را ندهد. او بر این باور بود که تماشاگران باید خود را در یک محیط بزرگ و هنری احساس کنند؛ در عین حال، نباید حواس آن ها نسبت به صحنه و دکور آن منحرف شود (باید به خاطر داشت غالب چراغ ها در طول اجرای نمایش ها، روشن می ماندند). سقفی که از مرکز آن لوستر مشهور اپرای پاریس آویخته شده، توسط لنپو نقاشی شده و از شخصیت هایی نظیر آپولو، ونوس، موزها و مولفه هایی همچون ساعات روز و شب، زیبایی، عشق، آواز و… برخوردار است.
در سال 1964، آندره مالرو[25] سفارش نقاشی سقفی جدیدی را به مارك شاگال داد. او در اثر خود از چهره های معصوم رویایی و پس زمینه های قابل قبول؛ اما كاملا نامناسب با موقعیت استفاده کرد. شاگال این نقاشی را روی بوم انجام داد و آن را بر سقف قدیمی تالار نصب کرد. بدین ترتیب، می توان مجددا از نقاشی سقفی پیشین استفاده کرد. در نیمه صحنه اپرا یک ورودی تعبیه شده که به گالری منتهی می شود. این بخش، نسخه ای جمع و جور از سرسرای بزرگ است. هر دپارتمان اپرای پاریس از بخش های کوچک تری تشکیل شده است. از جمله 1 ایستگاه پلیس، 3 دربان و 1 آتش نشان. اتاق تمرین باله، سالن رقص، تقریبا هم اندازه صحنه اصلی بوده و همچون سایر اتاق های عمومی تزئین شده است.
متن این مقاله، ترجمه صفحات 157 تا 164 کتاب تئاترها، یک تاریخ تصویری و تصاویر و نوضیحات آن ها به کتاب تئاترها و اپراخانه ها شاهکارهای معماری از صفحه 44 تا 47 اختصاص داشته است.
[1] Tidworth, Simon
[2] Marc Chagall
[3] Andre Malraux
[4] Napoleon III
[5] Baron Haussman
[6] Empress Eugenie
[7] Viollet-le-Duc
[8] Grand Prix
[9] Tuileries
[10] Auditorium
[11] Comte de Cardaillac
[12] Gamier
[13] Rostral
[14] caryatid
[15] Vestibule
[16] Escalier d’Honneur
[17] Victor Louis
[18] Bordeaux
[19] Parisian Theatre National
[20] The Grand Foyer
[21] le Peletier
[22] Debret
[23] Corinthian
[24] Salle
[25] Andre Malraux
![]()


