قلعه های انگلیسی در اوایل عصر میانه

عصر آهن

نخستین استحکامات دفاعی و نظامی که در انگلستان احداث شد، مربوط به تپه های عصر مفرغ و آهن است. این تپه ها در طول هزاره نخست از میلاد، به تعداد بسیار ساخته شده اند. 1420 سایت در جنوب دیوار هادریان و 1100 سایت در بخش شمالی آن، هنوز هم قابل شناسایی هستند. تپه ها سازه های خاکی عظیمی بودند که در زمین های مرتفع یا بالای تپه ها – در اطراف یک محوطه واحد – برپا شده و توسط یک خندق احاطه می شدند. این استحکامات گاه با چوب و سنگ تقویت می شدند. ابعاد و اندازه آن ها بسیار متفاوت بود. غالب این اماکن تنها به منظور استقرار یک خانواده، وابستگان، برده ها و گاوهای آن ها احداث می شدند و از تعداد اندکی عمارت برخوردار بودند. بزرگ ترین این سازه ها، کل یک روستا یا حتی یک شهر را در خود جای می دادند و به عنوان پایگاه های تجاری و اجتماعات قبیله ای گسترده مورد استفاده قرار می گرفتند.

– قلعه کالچستر[1]، 1076 میلادی، ساخت ویلیام اول، جنوب شرق انگلستان.

رومی ­ها

هنگامی که رومی ها کارزار خود در انگلستان را آغاز کردند، استحکامات ساخته شده از خاک و چوب تپه ها نتوانستند برای مدت طولانی در برابر ارتش روم مقاومت کنند. دفاع انگلیسی ها آن چنان که باید، رومی ها را تحت تاثیر قرار نداد؛ تا جایی که حتی پس از تسلیم ساکنان آن، حتی خود را ملزم به ساخت قلعه های بومی کوچک هم نکردند. شهرهای نوظهور به اندازه کافی جذاب بودند تا بتوانند مردم را از پناهگاه های سنتی خود دور کنند. بدین ترتیب، در قرن اول میلادی، غالب قلعه های تپه ای کارکرد خود را از دست دادند. رومی ها برای اولین بار عناصری از نوعی سیستم نظامی متمرکز و یکنواخت، با سربازان حرفه ای و دفاع استاندارد را معرفی کردند. قلعه های آنها مستطیل شکل و دارای گوشه های مدور بود و عمارت ها به صورت منظم طراحی می شدند. به کارگیری سنگ، بتون و آجر، امکان ساخت دیوارهای عظیم، شامل برج ها و دروازه ها را فراهم می کرد (دیوار قلعه کالچستر قریب به 245 سانتیمتر ضخامت دارد).

آنگلوساکسون­ ها [2]

پس از عقب نشینی روم از جزایر انگلستان، خلاء قدرت ایجاد شده منجر به تشویق مهاجمان قاره به این ناحیه شد. رومی- انگلیسی ها از اسلحه و ارتش لازم برای استفاده در ساختارهای نظامی رومی برجای مانده برخوردار نبودند. بدین ترتیب، به تپه های سنتی نژاد خود بازگشتند و در نهایت مغلوب آلمان ها شدند. اگرچه آنگلوساکسون­ها و دانمارکی ها چندین نظام پادشاهی را در انگلستان تاسیس کردند؛ اما از آن­جا که ساکنان جزیره عمدتا دهقان و جنگل نشین بودند، سازه های خاکی و الوار را به سنگ ترجیح می دادند. نتیجه آن که این گونه ساکنان، اصولا قلعه های رومی را تصاحب نمی کردند. آنها روستاها و شهرهای خود را با مرزهای خاکی و محوطه های چوبی که به آن برز[3] می گفتند تقویت کرده و کارهای خاکی عظیمی را در امتداد مرزهای پادشاهی خود بنا کردند.

– خاکریز آفا[4] بهترین جایگزین بود. این خاکریز 125 کیلومتری، در قرن هشتم میلادی، در فاصله میان ولز[5] و مارسیا[6] ساخته شد. خاکریز آفا 6 متر ارتفاع و بیش از 18 متر عرض داشته است.

پادشاهان ساکسون وسکس[7] نخستین کسانی بودند که سیستم دفاعی جدیدی را که توسط پادشاهان فرانک ساخته شده بود آزمایش کردند: قلعه های چوبی و سنگی در دهانه رودخانه­های مهم. شاه آلفرد[8] این شیوه را بهبود بخشید و قلعه های دو قلویی در هر ساحل رودخانه ای که به عنوان مسیر ورودی دانمارک شناخته می شد، احداث کرد. جانشینان او در اوایل قرن دهم کار او را ادامه دادند. در اواخر قرن 10 و اوایل سده 11، ارتباط چندانی میان پادشاهان آنگلوساکسون و نورمن ها وجود نداشت و اساسا محدود به اتحاد های موقت علیه حملات وایکینگ ها[9] می شد. این موضوع در زمان ادوارد معترف[10] که علاقه بسیاری به فرهنگ نورمن داشت و حتی با یکی از نجیب زادگان آن ها ازدواج کرد، دستخوش تغییر شد. در همین راستا، ریچارد، برادر همسر شاه به انگلستان دعوت شد و به مقام ارل هرفورد[11] نائل آمد. سازه ای که او در زمین خود ساخت، نخستین قلعه در خاک انگلستان به شمار می آید.

قلعه­ ها و جامعه فئودال

اگر پیش از فتح انگلستان استحکامات و قلعه هایی در آن وجود داشته است، چه چیز قلعه های نورمن را از قلعه های موجود متمایز می کرد و اصولا اگر قلعه ها نسبت به سایر استحکامات دفاعی بسیار برتر بودند، آیا پادشاهان آنگلوساکسون، این شکل از معماری را با اهداف خود هماهنگ نمی کردند؟ تمام استحکاماتی که پیش از این درباره آن ها صحبت کردیم، اماکنی هستند که به صورت کامل سلطنتی بوده و تنها هدفشان محافظت در برابر دشمنان بود. اما قلعه های نورمن به تمامی در اختیار سلطنت نبودند. در واقع بیشتر آن ها توسط بارون­ها و اربابان قلمروها برپا و نگهداری می شدند. قلعه های نورمن پیش از آن که یک ساختار نظامی به شمار آیند، به عنوان محل اقامت خصوصی یک خانواده نجیب زاده، یک دربار قانونی، یک مرکز اداری و حتی گاه به عنوان یک زندان مورد استفاده قرار می گرفتند. این دو ویژگی متمایز است که قلعه های نورمن را از سایر انواع استحکامات متمایز ساخته است. این قلعه ها خصوصی بوده و بسیاری از کارکردها را با یکدیگر ترکیب می کردند. اوردیکوس ویتالیس[12]، یکی از پیشگامان وقایع نگاری، تاکید می کند ساکسون ها از آن روی شکست خوردند که قلعه ها را به رسمیت نشناختند. اگر چنین بود، ائتلاف ویلیام پس از جنگ هاستینگز ممکن بود به یک محاصره طولانی بدل شود. امری که می توانست منجر به اتمام زمان و پول شده و ارتش او را از هم بپاشد. درست همان­طور که به وقوع پیوست. غالب برزهای انگلیسی بدون هرگونه جنگ یا دفاع، سقوط کردند. در این جا این پرسش به وجود می آید که چرا ادوارد معترف و پیشینیان او برای دفاع از سلطنت خود قلعه های متعددی احداث نکردند؟ قلعه های نورمن تنها شکل جدیدی از معماری نظامی نبودند؛ بلکه حاصل نوعی جامعه نظامی پیچیده به شمار می آمدند که در سده های 9 و 10 میلادی در اروپا شکل گرفت و در قرن 11 به پیشرفته ترین شکل خود در نورماندی رسید. به این دوران، عصر فئودالیسم گفته می شود که از واژه “فئودوم[13]” (لاتین قرون وسطی) به معنای هزینه یا پرداخت گرفته شده است. این هزینه یا پرداخت، نه به شکل پول، بلکه در قالب زمین تعریف می شد. نظام یاد شده، بدون برخورداری از سیستم اداری پیشرفته، ارتباطات کارآمد و ارتش دائمی، به سختی تلاش می کرد از یک کشور بزرگ دفاع کرده و آن را اداره کند. مجموعه این کمبودها و نقائص، با اعطای کم و بیش زمین به بارون ها در ازای دریافت خدمات برطرف می شد (حداقل در حوزه نظری). در این نظام، تمام زمین ها به شاه تعلق داشت و در برابر دریافت خدمات سیاسی، اداری و نظامی مختلف، هزینه یا پرداختی به او صورت می گرفت. نظام فئودالی – به طور کلی – به این صورت عمل می کرد: شاه بخش بزرگی از کشور را تحت کنترل مستقیم خود داشت و سایر نواحی تحت امر خود را در ازای دریافت خدمات توافق شده، میان بارون­های خود تقسیم می کرد. بارون­ها یا مستاجران کل، مقدار مشخصی از زمین دریافتی را برای استفاده شخصی خود حفظ کرده و بقیه را میان همراهان خود توزیع می کردند. بدین ترتیب سلسله ای از زیردستان پدید آمدند. در پایین ترین سطح این سلسله، دهقانان بودند. مردمی که روی زمین ها کار می کردند. آنها آنچه را كه می توان مالكیت های كوچك نامید، در اختیار داشتند و در ازای برخورداری از مواهب آن، در زمین اربابی كار می كردند. این نظام را می توان به یک هرم بزرگ تشبیه کرد که کل جامعه را در آغوش می گرفت. در راس هرم، شاه و در پایه آن دهقانان قرار داشتند. قلعه ها بخش جدایی ناپذیر و بنیادین نظام فئودالی بودند. بدون یک قلعه (یا قلعه ها)، هیچ بارونی نمی توانست قدرتی که شاه در اختیار او قرار داده است را حفظ و آن را جاری سازد. اگر او نمی توانست قدرت خود را اعمال کند، کل سیستم به هرج و مرج کشیده می شد. همان­طور که گاه این رویداد به­وقوع می­پیوست. قلعه پایگاهی محلی بود که زمینه اجرای قانون، عدالت، دفاع و کلیه کارکردهای یک سیستم دیگر را که توسط دولت مرکزی ارائه می شد فراهم می کرد. همان­طور که می توان تصور کرد، چنین سیستمی کاملا در معرض خطر قرار داشت. در برخی مواقع، بسیاری از بارون­های بزرگ همچون شاهزادگان مستقل رفتار می كردند و بر علیه یکدیگر وارد جنگ می شدند. آنها مدام زمین و قدرت خود را – هر طور كه ​​صلاح می دیدند – گسترش می دادند. در این میان، شاهان ضعیف تری همچون هنری سوم[14] (1272 – 1216)، مشکلات بسیاری با آنها پیدا کردند. در عوض، شاهان قدرتمندی نظیر پسر او ادوارد اول[15] (1307 – 1272) بارون ها را تحت کنترل کامل خود درآوردند و به سیستم فئودالی نظم مجدد بخشیدند. سرانجام زمانی که شاهان تودور[16] (از سال 1485 به بعد) دولت مرکزی قدرتمند انگلستان را به وجود آوردند، داستان قلعه های فئودال نیز به پایان رسید.

توسعه قلعه­ های نورمن

1 زمین و قلعه­ های چوبی

امروزه وقتی به قلعه های نورمن فکر می کنیم، تصویری از سنگ­های عظیم، برج­های مستحکم و دروازه­هایی مانند قلعه دوور یا برج سفید لندن در ذهنمان نقش می بندد. این در حالی است که قلعه های انگلیسی اولیه که توسط ویلیام اول ساخته شدند عمدتا سازه هایی ساده و متواضع بودند. این قلعه ها، به اصطلاح قلعه های خاکی بودند و غالبا از ماسه و الوار ساخته می شدند. رایج ترین شکل قلعه های اولیه انگلیسی، قلعه های موته[17] و بیلی[18] هستند.

– طرحی از قلعه هایی که بر اساس قالب موته و بیلی ساخته می شدند.

قلعه ­های موته و بیلی

موته یک مخروط شیب دار از زمین سخت و کوبیده شده بود که سطح بالایی آن مسطح شده می شد. با حفاری و برداشتن خاک به منظور احداث تپه، حفره ای ایجاد می شد که از آن به عنوان خندق خشک یا مرطوب بخشی از استحکامات دفاعی بهره می بردند. بعدها واژه موته تخریب و تغییر کرد. قله مسطح به وسیله انبوهی از قطعات تراش خورده محصور می شد و در داخل آن، نوعی برج از چوب و گاه سنگ، برافراشته می شد. یک پل چوبی نیز روی خندق قرار می گرفت و مخروط را به بیلی که محوطه ای برای دفاع مضاعف به شمار می آمد، وصل می کرد. معمولا حلقه ای دیگر از خندق به خندق موته متصل می شد تا عدد 8 را بسازد. در داخل بیلی، اصطبل ها، انبارها، فروشگاهها، کارگاه های تولید مواد غذایی، کارگاه های ساخت زره و اسلحه و همچنین محل زندگی ارباب و خدمتکارانش احداث می شدند. دسترسی به جهان بیرون تنها با استفاده از پل متحرک صورت می گرفت. با این وجود، اگر دشمنان موفق به نفوذ به بیلی می شدند، مدافعان قلعه به سمت آخرین پناهگاه خود بر روی موته می گریختند و پل داخلی و پله های چوبی پشت سر خود را تخریب می کردند. تقریباً 2500 سال از نخستین قلعه های خاکی باقی مانده گذشته است؛ اما احتمالا تمام آنها همزمان مورد استفاده قرار نگرفته اند. بسیاری از آن­ها سازه های موقتی بوده اند که پس از چند سال تخریب یا متروکه شدند. با این حال، در هر دوره باید صدها قلعه موته و بیلی وجود داشته باشد. قلعه هایی که متداول ترین نوع استحکامات قرون وسطای اولیه به شمار می روند.

قلعه­ های حلقه ای

نوع دیگری از قلعه های خاکی، قلعه های حلقه ای[19] هستند. شکل آنها می توانست متفاوت باشد؛ اما در مجموع از فرمی دایره ای برخوردار بوده اند. این قلعه ها متشکل از یک مرز و خندق D شکل بودند که نوعی قلاب طبیعی دفاعی را به وجود می آوردند. قلعه های حلقه ای ساختمانی، فاقد تپه بودند و برج آن ها در همان سطح عمارت های دیگر احداث می شد. کل منطقه توسط یک بارو محاصره می شد. این شکل از قلعه زمانی اولویت می یافت که از محل قلعه رومی یا آنگلوساکسون استفاده و ساختارهای موجود آن را در یکدیگر ادغام می کردند.

– بقایای یک قلعه حلقه ای.

در نهایت، باید اظهار داشت تعداد قلعه های موته و بیلی بسیار بیشتر از قلعه های حلقه ای بود. این موضوع وقتی منطقی به نظر می رسد که بدانیم قلعه های موته و بیلی با ساختار دوتایی و خندق های خود در برابر محاصره های بزرگ، بسیار بهتر و کارآمدتر دفاع می کردند. تعجب آور نیست که قلعه های موته و بیلی را پیشگامان ساخت قلعه های حلقه ای بدانیم (به دلیل بالا بودن سرعت ساخت قلعه های حلقه ای). بدین ترتیب در زمان طلایی و کوتاه پس از فتح – هنگامی که نتیجه نبرد هنوز نامشخص و با ارزش است – انتظار می رود ساخت قلعه های حلقه ای، به نوع موته و بیلی ترجیح داده شود. فرض بر این است که بسیاری از اولین قلعه ها در انگلستان – به ویژه آنها كه به عنوان قلعه های جنگی به شمار می آیند – قلعه های حلقه ای بوده اند كه اغلب در محل استحکامات اولیه احداث می شدند.

2 از الوار تا سنگ

قلعه های موته و بیلی با استفاده از الوار، به سرعت و با هزینه ای پائین ساخته می شدند. از آن جا که چوب در تماس با زمین، خیلی زود می پوسد، این قلعه ها، استحکاماتی موقت محسوب می شدند. بنابراین، مرحله بعد پیروی از سنت رومی ها بود که در ساخت استحکامات سنگی، قطعات و بناهای چوبی را به ارتفاع می بردند. مرحله سوم زمانی صورت گرفت که قلعه ها کاملا با سنگ ساخته می شدند. در عصر ویلیام اول، قلعه های سنگی هنوز نادر بودند؛ با این حال، برج لندن و قلعه کولچستر[20] از ابتدا با سنگ احداث شدند. همچون برخی دیگر از قلعه ها که در مناطقی قرار دارند که چوب، کم و سنگ، بسیار زیاد است. آن چه مسلم است هیچ شاه یا ارباب نورمن در صورت داشتن زمان و سنگ کافی، به سمت استفاده از چوب نمی رفت. زیرا آتش سوزی، منجر به ویرانی بزرگ قلعه های اولیه و سقوط آنها می شد؛ در حالی که سنگ، قلعه ها را تقریبا نسوز کرد.

پوسته نگهدارنده

معادل سنگی دیوارهای چوبی قلعه موته، را پوسته نگدارنده می گویند که به همان ترتیب از یک تپه عبور می کند. پوسته نگهدارنده، در واقع نمونه های سنگی تراش خورده اطراف بالای موته است. در این شیوه، سنگ جایگزین الوارهای برج نمی شد. شاید به دلایل ساختاری، یک برج سنگی عظیم بر فراز یک تپه مصنوعی، بسیار سنگین تلقی می شد. در عوض، اماکن اسکان – در قالب عمارت های یک یا دو طبقه – با سنگ ساخته می شدند و یک حیاط باز در مرکز آنها تعبیه می شد. غالبا این ساختمان ها چوبی بودند؛ اما بعدتر برخی از آنها با سنگ بازسازی شدند. بدین ترتیب، قلعه بیلی در ترکیب با پوسته نگهدارنده، دیواری سنگی و مستحکم را به وجود آورد. شاید برج مدور و بزرگ قلعه ویندسور[21] برکشایر[22]، که مربوط به دوران سلطنت هنری اول است، بهترین نمونه از کاربرد پوسته نگهدارنده باشد. اگرچه دیواره خارجی آن در ابتدای قرن نوزدهم تغییر شکل داد و بلندتر شد؛ اما طرح اصلی ساختمان­های داخلی چوبی را حفظ کرده است.

– قلعه ویندسور، برکشایر، اواخر قرن 11 میلادی.

برج نگهدارنده

تردیدی نیست که برجسته ترین و با دوام ترین سنگر نورمن ها، برج های بزرگ سنگی مستطیل شکل یا نگهدارنده­هایی است که قطب بسیاری از قلعه های قرن دوازدهم را تشکیل داده اند. این برج ها به دلیل اندازه و وزن بسیار سنگ­های نگهدارنده، معمولا روی موته ها قرار نمی گرفتند؛ مگر آن که کاملا طبیعی بودند و می توانستند در برابر رانش زمین، مقاومت کنند. بزرگترین این برج ها 30 متر مربع مساحت و 340 متر ارتفاع داشتند. با دیواره های عظیم به ضخامت 3.5 تا 6 متر. این برج ها غالبا روی یک پایه سنگی عظیم قرار می گرفتند تا تخریب خود به وسیله مهاجمان را دشوارتر سازند. ورودی قلعه ها یک پلکان سنگی در سطح طبقه اول بود که غالبا به عنوان محافظ پیش از ورود به قلعه عمل می کرد. طبقه فوقانی این قسمت را یک نمازخانه کوچک تشکیل می داد. طبقه زیرین، یک انبار بزرگ بود که معمولا از آن برای نگهداری غازها، خوک ها و سایر حیوانات کوچک استفاده می کردند. سالن بزرگی که در آن ارباب و نگهبانان او بخش عمده ای از وقت خود را در آن سپری می کردند، در طبقه اول قرار داشت. در برخی  تالارها گاه یک یا دو سطح بالاتر نیز وجود داشت. اغلب تالارهای دو طبقه در مرکز عمارت قرار داشتند و با گالری هایی به اتاق های کوچکتر باز می شدند. پله ها در حالی که از دل دیوارها بیرون می زدند، در گوشه ای از عمارت قرار گرفته و به صورت حلزونی به سمت بالا چرخیده و بالا می رفتند. در عمارت های قلعه ها، تعداد اندکی پنجره وجود داشت و به عنوان یک اقدام حفاظتی، از شکاف های باریکی برخوردار بودند. سقف، همواره یک نقطه ضعف بود. این بخش از بنا ابتدا از کاهگل و بعدتر از شینگل­های چوبی و کاشی های سفالی یا صفحات سنگی ساخته می شدند. این در حالی بود که کاهگل و شینگل می توانستند دستخوش آتش شوند. همین طور، توپ های سنگین می توانستند به واسطه درهم کوبیدن کاشی ها و صفحات سقف، به پائین سقوط کنند. بدین ترتیب، دیوارهای عمارت مرکزی را تا بالای سقف ها ارتفاع دادند تا از شلیک منجنیق های محاصره کنندگان در امان بمانند. در نهایت، جان پناه ایجاد شده، امکان راه رفتن بر دیوار سقف را فراهم می کرد و به یک سکوی جنگی و میدان نبرد تبدیل می شد. دیوارهای نگهدارنده سنگی قلعه های بیلی به همان ترتیب که در قلعه های چوبی ساخته می شد، احداث می شدند. این دیوارهای نگهدارنده در برخی موارد کاملا در داخل بیلی قرار می گرفت. در مواردی دیگر، دیوار را – به صورت نیمی در داخل و نیمی در خارج – درهم می ریخت؛ به طوری که به نظر می رسید، اگر بیلی به دست دشمن بیفتد، سقوط قلعه حتمی خواهد بود؛ در حالی که مدافعان همچنان می توانستند از دیوارهای قلعه متواری شوند.

– قلعه دوور[23]، دوره هنری دوم، سده 12 میلادی، جنوب شرقی انگلستان.

امروزه نمونه های متعددی از دیوارهای سنگی نگهدارنده باقی مانده است. برخی از آنها بزرگ و بعضی دیگر کوچک تر هستند. دو نمونه از دیوارهای نگهدارنده بزرگ که به طرز چشمگیری حفظ شده اند، برج لندن و قلعه دوور هستند. اگرچه غالب دیوارهای نگهدارنده در طول قرن 12 ساخته شدند، برج لندن پس از فتح، به سرعت به عنوان یک قلعه، کاخ و مقر حکومتی برای پادشاه جدید مورد استفاده قرار گرفت. از سوی دیگر، دوور تا حدود یک قرن بعد ساخته نشد و یکی از آخرین سازه هایی بود که برپا شد. بدین ترتیب، در پایان قرن 12، قلعه های قرون وسطایی انگلستان شروع به تثبیت فرم خود کردند. آنچه که امروزه از آنها تحت عنوان قلعه یاد می کنیم.

– برج لندن، شروع ساخت 1078 میلادی، ارتفاع 27 متر، لندن، انگلستان.

3 توسعه دفاع

بین تکنیک های محاصره قلعه ها و طراحی دفاعی آنها، نبردی دائمی در جریان بود. تا سال 1100 میلادی، تا آن دوران، تاکتیک ساده، بر اساس حمله یا گرسنگی دادن به ساکنان قلعه تدوین می شد؛ اما با معرفی و بهبود مداوم برج ها در طول سده دوازدهم، وزن امتیازات مجددا از حمله به دفاع تغییر یافت. این موضوع منجر به اختراع ماشین های محاصره بیشتر و قدرتمندتر و تدوین راهبردهای جدید شد. اصولا سه راه ورود به قلعه وجود داشت. بالا رفتن از دیوارهای آن، تخریب دیوارهای قلعه و بالاخره حفر تونل از زیر دیوارهای آن! در این میان از وسایلی همچون نردبان، برجهای محاصره، انواع پرتابگر نظیر پتراریا[24]، منجنیق پرتاب سنگ یا گلوله های آتشین استفاده می کردند. با این حال، گزارش های مربوط به محاصره های قرون وسطایی کاملا روشن می سازند که موثرترین وسیله برای تصرف یک قلعه شیوه تخلیه و حفاری بوده است. تخلیه شامل حمله به پایه دیواره، گوشه دیوار نگهدارنده یا برج، به منظور جابجایی لایه های زیرین سنگ بود که منجر به ریزش دیوار فوقانی می شد. حفاری نیز مستلزم حفر تونلی در زیر پایه های دیوار قلعه بود. بدین ترتیب، یک محفظه بزرگ که به طور موقت توسط وسایل چوبی پشتیبانی می شد، در زیر پایه ها حفر می کردند. سپس مواد قابل اشتعال را در آن قرار داده و هنگامی که محفظه به اندازه کافی بزرگ می شد، آن را به آتش می کشیدند. در نهایت، وسایل نگهدارنده می سوختند و دیوار به درون محفظه فرو می ریخت. در همین دوران، صلیبیون ایده های جدیدی پیرامون ساخت استحکامات را از شرق مدیترانه به اروپای غربی آوردند و بدین ترتیب طرح قلعه های سنتی نورمن تغییر کرد.

[1] Colchester

[2] Angelo-Saxons

[3] burhs

[4] Offa’s Dyke

[5] Wales

[6] Marcia

[7] Wessex

[8] King Alfred

[9] Vikings

[10] Edward the Confessor

[11] Earl of Hereford

[12] Ordericus Vitalis

[13] feodum

[14] Henry III

[15] Edward I

[16] Tudor kings

[17] Motte

[18] Bailey

[19] Ringworks Castle

[20] Colchester Castle

[21] Windsor Castle

[22] Berkshire

[23] Dover Castle

[24] petraria

Loading

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *